ابو الفضل مير محمدى زرندى
209
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
خدا است پس به هر طرف روى كنيد به سوى خدا روى آوردهايد خدا ( به همه جا ) محيط و به هر چيزى دانا است . سيوطى در اتقان « 1 » مىنويسد : اين آيهء شريفه بر اساس رأى ابن عباس با آيهء شريفه « فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ » « 2 » ( پس روى كن به طرف مسجد الحرام ) نسخ شده است . و از تفسير نعمانى « 3 » كه علامهء مجلسى آن را نقل كرده « 4 » و سيد مرتضى در رساله « محكم و متشابه » تلخيص نموده است « 5 » ، از حضرت على بن ابى طالب ( عليه السلام ) روايت مىكند : پيغمبر اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) در اوايل بعثت در تمام مدتى كه در مكهء معظمه بود و چند ماهى نيز در مدينه منوره به طرف بيت المقدس نماز مىخواند تا اينكه يهود بر آن حضرت عيب گرفتند ، كه او به سوى قبلهء ما نماز مىخواند پيغمبر اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) از اين حرف آنها محزون شده روى به آسمان نمود و منتظر امر خدا گشت تا آيهء شريفهء « قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ » نازل شد . يعنى : ما توجه ترا به آسمان ( به انتظار وحى ) مىبينيم و البته ترا به قبلهاى توجه مىدهيم كه خشنود باشى پس روى خود را به طرف مسجد الحرام بگردان و شما مسلمين نيز در هر كجا باشيد ( در حال نماز ) روى به جانب مسجد الحرام بنماييد . زرقانى مىنويسد : در بين اين دو آيه تعارضى نيست تا يكى از آنها ، ناسخ ديگرى باشد زيرا اين دو آيهء شريفه هر يك به موضوعى جداگانه اشاره مىكند به اين معنى كه آيهء « وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ . . . » در مقام اين است كه آفاق ، همه و همه ملك خدايند و خداوند در طرف خاصى از آنها قرار ندارد بنابر اين او است كه هر طرفى را بخواهد مورد امر قرار داده و يا از هر جانبى بجانب ديگر تغيير دهد « 6 » .
--> ( 1 ) الاتقان ، ج 2 ، نوع 47 ، ص 23 . ( 2 ) سورهء بقره ، آيهء 144 . ( 3 ) مرحوم شيخ نورى در خاتمه مستدرك ص 365 مىنويسد : اين تفسير تأليف شيخ جليل و متقدم ابو عبد اللّه محمد بن ابراهيم بن جعفر نعمانى كاتب است و در نهايت اعتبار و نويسندهء آن از اصحاب نيك ما مىباشد . ( 4 ) بحار طبع جديد ، ج 93 ، ص 1 . ( 5 ) رسالة المحكم و المتشابه ، سيد مرتضى ، ص 9 . ( 6 ) مناهل العرفان ، ج 2 ، ص 152 .